در روزهایی که اختلال و محدودیت اینترنت شدت میگیرد،همزمان یک بازار پنهان و پرهزینه متولد میشود؛ بازاری که در آن «دسترسی» خرید و فروش میشود و کیفیت اتصال، قیمتی گاه گران تر از خودِ زندگی روزمره پیدا میکند.
زیرساختی که به کالای کمیاب تبدیل شده
در بسیاری از کشورهای جهان، اینترنت بخشی بدیهی از زیرساخت عمومی است؛ همان قدر ضروری که برق، آب یا شبکه حمل ونقل؛ اما در ایران، به ویژه در دوره های بحران و محدودیت، اینترنت دیگر یک خدمت پایدار و عمومی نیست؛ بلکه به کالایی کمیاب و نابرابر تبدیل میشود.
در هفتهها و ماههای اخیر، گزارشهای متعددی از فروش اینترنت موسوم به «پرو»، «ویژه» یا «خط سفید» منتشر شده است؛ دسترسیهایی که گفته میشود اختلال کمتری دارند و در بازار غیررسمی با قیمتهای نجومی خرید و فروش میشوند؛ در پاساژ علاءالدین تهران، فروش اینترنت گیگی یک میلیون تومان دیگر فقط یک شایعه فضای مجازی نیست؛ واقعیتی است که در کف بازار جریان دارد.
این اتفاق نشان میدهد که مسئله فقط «کندی اینترنت» نیست؛ بلکه شکاف در دسترسی به اینترنت حالا به یک مسئله اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است.
وقتی اتصال به اینترنت تبدیل به تجارت میشود
کارشناسان اقتصاد دیجیتال معتقدند هرگاه دسترسی به یک خدمت عمومی محدود شود، بازار غیررسمی آن شکل میگیرد. همانطور که در اقتصاد بحران، بازار سیاه ارز، سوخت یا دارو ایجاد میشود، اکنون اینترنت نیز وارد همین چرخه شده است.
محمدجواد آذری جهرمی پیشتر در اظهارنظری درباره تبعات محدودسازی اینترنت گفته بود: اینترنت دیگر یک کالای لوکس نیست؛ قطع یا محدود سازی آن مستقیماً معیشت مردم را هدف قرار میدهد.
این گزاره امروز بیش از هر زمان دیگری قابل لمس است. میلیونها نفر در ایران، از رانندگان تاکسی اینترنتی گرفته تا فروشندگان آنلاین، تولید کنندگان محتوا، برنامه نویسان، مترجمان، معامله گران بازارهای مالی و حتی دانشجویان، برای ادامه زندگی روزمره خود به اینترنت وابسته اند؛ وقتی این دسترسی مختل میشود، هزینه بحران مستقیماً به دوش مردم منتقل میشود.
اینترنت طبقاتی؛ شکافی که انکار میشود
اگرچه مقامهای رسمی بارها وجود «اینترنت طبقاتی» را رد کرده اند، اما تجربه کاربران چیز دیگری میگوید. تفاوت کیفیت اتصال میان برخی سیم کارتها، سازمانها یا کاربران، آن قدر محسوس شده که حالا خودِ این تفاوت به یک کالای اقتصادی تبدیل شده است.
عیسی زارعپور وزیر اسبق ارتباطات در مقطعی اعلام کرده بود که ما اینترنت طبقاتی نداریم و دسترسیها بر اساس نیازهای تخصصی تعریف میشود.
اما در بازار، روایت متفاوتی جریان دارد. بسیاری از کاربران معتقدند برخی خطوط یا دسترسیها در زمان اختلال، کیفیت و پایداری بیشتری دارند. همین تصور، زمینه شکل گیری بازاری را فراهم کرده که در آن افراد، اینترنت پایدارتر خود را به دیگران اجاره میدهند.
در چنین شرایطی، کیفیت اینترنت دیگر فقط یک مسئله فنی نیست؛ بلکه به نوعی «مزیت اقتصادی» تبدیل میشود؛ کسی که اتصال بهتری دارد، فرصت شغلی و درآمد بیشتری نیز خواهد داشت.
ضربه مستقیم به اقتصاد دیجیتال
شاید ملموسترین اثر محدودیت اینترنت را بتوان در اقتصاد دیجیتال مشاهده کرد؛ بخشی که طی سالهای اخیر هزاران کسب وکار خرد و متوسط را شکل داده بود.
رضا الفت نسب کارشناس حوزه ارتباطات بارها نسبت به تبعات محدود سازی اینترنت هشدار داده و گفته است: بسیاری از کسب وکارهای آنلاین توان تحمل حتی چند روز اختلال را ندارند؛ چون تمام زنجیره فروش، بازاریابی و ارتباط با مشتریان آنها وابسته به اینترنت است.
قطع یا اختلال اینترنت فقط به معنای باز نشدن شبکههای اجتماعی نیست؛ بلکه زنجیره ای از خسارت اقتصادی ایجاد میکند: کاهش فروش آنلاین، مختل شدن پرداختها، توقف تبلیغات دیجیتال، از دست رفتن مشتریان، افزایش هزینه دسترسی و مهاجرت سرمایه انسانی.
در سالهای اخیر، بخش مهمی از نیروی متخصص فناوری اطلاعات ایران یا مهاجرت کرده یا به فکر خروج افتاده است؛ مسئله ای که بسیاری از کارشناسان آن را با نااطمینانی فضای اینترنت و محدودیتهای مداوم مرتبط میدانند.
بازار سیاه VPN و کانفیگ
همزمان با محدودیت اینترنت، بازار فروش VPN و کانفیگ نیز به شکل بیسابقه ای رشد کرده است. قیمت برخی دسترسیها به چند صد هزار تومان یا حتی بیش از یک میلیون تومان برای هر گیگابایت رسیده است، اما مسئله فقط گرانی نیست؛ ناامنی مهمترین وجه پنهان این بازار است.
بسیاری از کاربران، به دلیل نیاز فوری به اتصال، ناچار به خرید ابزارهایی میشوند که منشأ و سازنده آنها مشخص نیست. این یعنی واگذاری بخش مهمی از اطلاعات شخصی و ترافیک اینترنت به بازیگرانی ناشناس.
شهریار شفیعی کارشناس این حوزه در گفتوگویی درباره خطرات VPNهای ناشناس هشدار داده بود: کاربر وقتی از VPN یا کانفیگ نامعتبر استفاده میکند، عملاً تمام دادههای خود را از یک تونل ناشناس عبور میدهد؛ این یعنی امکان شنود، سرقت اطلاعات و حتی نفوذ به دستگاه وجود دارد.
در هفتههای اخیر، گزارشهای زیادی از کلاهبرداری در بازار فروش کانفیگ منتشر شده است؛ فروشندگانی که پس از دریافت پول، ارتباط خود را با خریدار قطع میکنند یا دسترسیهای غیرفعال میفروشند.
این بازار، نمونه ای واضح از «اقتصاد بحران» است؛ بازاری مبتنی بر اضطرار، نبود نظارت و سوء استفاده از نیاز مردم.
اینترنت و امنیت روانی جامعه
اختلال اینترنت فقط اقتصاد را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ بلکه بر روان جامعه نیز اثر میگذارد؛ در دنیای امروز، اینترنت فقط ابزار سرگرمی نیست؛ بخش مهمی از ارتباطات خانوادگی، اخبار، آموزش، کار و حتی احساس امنیت روانی افراد به آن وابسته است. وقتی دسترسی مختل میشود، احساس انزوا، اضطراب و بیاطلاعی در جامعه افزایش پیدا میکند.
هادی خانیکی استاد دانشگاه و کارشناس رسانه درباره نقش اینترنت در جامعه مدرن گفته است قطع ارتباطات در جامعه امروز فقط یک اختلال فنی نیست؛ نوعی اختلال اجتماعی و روانی است که میتواند اعتماد عمومی را کاهش دهد؛ این مسئله به ویژه در شرایط بحرانی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زمانی که مردم برای اطلاع از وضعیت خانواده، اخبار یا خدمات ضروری به اینترنت وابسته اند.
از علاءالدین تا شبکههای اجتماعی؛ بازاری که از بیاعتمادی تغذیه میکند
پاساژ علاءالدین تهران در سالهای اخیر بارها به نماد بازار غیررسمی فناوری تبدیل شده است؛ از فروش گوشی قاچاق گرفته تا رجیستری، VPN و حالا اینترنت ویژه؛ اما آنچه امروز در این بازار دیده میشود، فراتر از یک تجارت ساده است؛ نوعی بازتاب بیاعتمادی عمومی نسبت به وضعیت دسترسی دیجیتال.
وقتی کاربران احساس کنند اینترنت برای همه یکسان نیست، بازار شایعه، واسطه گری و سوداگری شکل میگیرد و آگهیهایی با عنوان: «اینترنت بدون محدودیت»، «اتصال VIP»، «اینترنت تریدرها»، «خط سفید»، یا «اینترنت بدون قطعی» همگی محصول همین فضای بیاعتمادی هستند.
هزینه ای فراتر از قطعی اینترنت
شاید در نگاه اول، محدودیت اینترنت فقط یک اختلال موقت به نظر برسد؛ اما آثار آن بسیار فراتر از چند ساعت یا چند روز قطعی است؛ این محدودیتها اعتماد عمومی را تضعیف میکنند، سرمایه گذاری در اقتصاد دیجیتال را کاهش میدهند،مهاجرت نخبگان را تشدید میکنند، بازارهای غیررسمی را گسترش میدهند و شکاف دیجیتال را عمیقتر میکنند.
در چنین فضایی، دسترسی به اینترنت دیگر یک حق برابر نیست؛ بلکه به امتیازی وابسته به پول، موقعیت یا دسترسی خاص تبدیل میشود.
اینترنت، مسئلهای فراتر از فناوری
آنچه امروز در ایران درباره اینترنت رخ میدهد، صرفاً یک مسئله فنی یا ارتباطی نیست؛ بلکه بحرانی چند لایه در حوزه اقتصاد، امنیت، اعتماد اجتماعی و عدالت دیجیتال است.
وقتی اینترنت محدود میشود، فقط سرعت اتصال کاهش پیدا نمیکند؛ بلکه بخشی از اقتصاد متوقف، بخشی از جامعه مضطرب و بخشی از اعتماد عمومی فرسوده میشود.
شکل گیری بازارهای سیاه اینترنت، فروش VPNهای ناامن، گسترش کلاهبرداری دیجیتال و تبدیل «دسترسی» به کالایی لوکس، همگی نشانه های جامعه ای هستند که در آن اینترنت دیگر یک زیرساخت عادی نیست؛ بلکه به میدان تازه ای از نابرابری و بحران تبدیل شده است.
و شاید مهم ترین پرسش این باشد که در جهانی که اینترنت به بخشی از زیست روزمره انسان تبدیل شده، هزینه واقعی خاموش شدن آن را چه کسی می پردازد؟





نظر شما